خانه های بمبست
خانه های بم بست وګنبدهای قدیمی هرکدام خاطره ای رابه سرت ظهورمیدهدروی ګنبدخانه ات ایستاده ای چشم به یک نقطه دوخته ای دامن چین دار وګل ګلی ات رابادمیوزاندواشک هایت همچون ابربهاری میباراند اه میکشی وافسوس میخوری ان نقطه ایکه توچشم به ان دوخته ای خانه نوعروسیست که تمام کارهای ګذشته توراانجام میدهدبایک فرق
اورامیبینی که شادی کنان به حولی نشسته سرمه میکشد دودی که ازدودکش خانه اش بیرون میایدبیادت میارد۲ سال پیش توبودی که به حولی میشستی وسرمه به چشمانت میکشاندی وان دودازدودکش مطبخ توبیرون میشود تنهافرق ۲سال پیش وامروز اینست که تودوسال پیش منتطرشوهرت بودی اماحال شوهرت دوبازه ازدواج کرده وحال زن جدیدش خاطره هایت راتکرارمیکندوتوبااه به او مینګری
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:22 توسط کریم
|